![]() |
![]() |
|
| مهدي جان،ماه من بمان،بمان، كه در اين دنياي هميشه شب هيچ فانوسي را براي ديدن باقي نمي گذارند.!!! |
|
آقا اجازه اين دوسه خط را خودت بخوان! قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران! آقا اجازه! پشت به من كرده قلبتان! ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان! قصدم گلايه نيست،اجازه!نه به خدا اصلا به اين نوشته بگوييد داستان من خسته ام از آتش و از خاك،از زمين از احتمال فاجعه،از آخر الزمان اهل بهشت يا كه جهنم؟خودت بگو آقا اجازه ما كه نه در اين و نه در آن يك پا در جهنم و يك پاي در بهشت يا زير دستهاي نجيب تو در امان! آقا اجازه..............................! ...........................................! باشد!صبور ميشوم اما تولااقل دستي براي من بده از دورها تكان!
منبع:http://shakhsinevis.blogfa.com
گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:43 توسط دختر منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام من اکرم کریمی هستم.و از شما به خاطر وقتی که برای خوندن این وبلاگ اختصاص داده اید ممنون.شما عزیزان می توانید از طریق ایمیل من:akrammm_1@yahoo.com با من در ارتباط باشيد.بازم مرسي.
قستی از وبلاگ: امام زمان من خيلي ها شما را خورشيد پشت ابر مي دانند،خنده دار است چطور اين دنياي پرگناه را به روز معصومانه تشبيه مي كنند؟دنيايي كه با يك خرمن خورشيد هم روز شدني نيست.اصلاميدانيد همه جا انگار در مشت شب است،آن هم چه شبي،كاش حرمت شب را نگه دارند و پر گناهش نكنند.! |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|